تبلیغات
آموزشگاه تخصصی دفاع شخصی و سلاح

<زندگی نامه استاد بزرگ موریهه اوشیبا>

 
اخبار وبسایت
website news
پیام مدیر
admin message
اخرین فیلم ها
Latest videos
آخرین مطالب
Last Posts
برچسب های مطالب
Post Tags
آمار وبلاگ
StatTat
دوستان
Friends
نظرسنجی
Poll
وقتی که همه خوابند
وبلاگ شخصی علیرضا مدیریت سایت تبلیغات
برای دیدن تعرفه کلیک کنید
تبلیغات
برای دیدن تعرفه کلیک کنید
خبرنامه پیامکی
پرسش و پاسخ
نظرات
زندگی نامه استاد بزرگ موریهه اوشیبا

<زندگی نامه استاد بزرگ موریهه اوشیبا>

تاریخ ارسال : چهارشنبه 31 خرداد 1391 - 10:51 ق.ظ  ,  نویسنده : در خبرنامه عضو شوید!

زندگی نامه استاد بزرگ موریهه اوشیبا

بنیانگذار آیکیدو، موریهه او شیبا، در ۱۴ دسامبر سال ۱۸۸۳ در منطقه Wakayama که امروزه بنام Tanabe شناخته می شود در خانواده ای کشاورز بدنیا آمد. در بین پنج فرزند خانواده او تنها پسر بود. از پدرش Yoroku او ظاهر سامورائی و علاقه به کارهای جمعی را به ارث برده بود و از مادرش دلبستگی شدید به مذهب، شعر و هنر را. در دوران کودکی موریهه آنقدر ضعیف و مریض بود که ترجیح داده می شد تا بجای بازی کردن بیرون از خانه درخانه بماند و کتاب بخواند.

 او عاشق گوش دادن به افسانه های شگفت انگیز درباره قدیسهای خارق العاده "En no Gyoja" و "Kobo Daishi" و شیفته مراسم محرمانه  بودائی ها بود. موریهه حتی یکبار به این فکر کرده بود که یک کشیش بودایی شود.

ادامه زندگینامه این مرد بزرگ تاریخ در ادامه مطلب

Yoroku برای مقابله با افکار پوچ فرزندش برای او افسانه هایی از جدش "Kichiemon"، که گفته می شد در دوران خودش یک سامورائی بسیار نیرومند بود، تعریف می کرد و موریهه را به یادگیری کشتی سومو و شنا ترغیب می کرد. موریهه قوی تر می شد و در نهایت اهمیت نیرومند بودن را زمانی درک کرد که پدرش توسط گروهی که توسط رقیب وی اجیر شده بودند به او حمله کردند و او را کتک زدند.زندگی نامه استاد بزرگ موریهه اوشیبا

بخاطر انرژی و خشمی که داشت او به تمرینات عملی و فیزیکی احتیاج داشت و مدرسه برایش کسل کننده بنظر می رسید. او چندین شغل را امتحان کرد ولی همگی برایش بی معنی بنظر می رسید. زماینکه بعنوان یک تاجر مشغول بکار بود، در نهایت متوجه شد که به هنرهای رزمی تمایل دارد. او به شدت از آموختن جوجیتسو در دوجوی Kito-ryu و همچنین شمشیرزنی در مرکز آموزشی Shinkage Ryu لذت می برد. ولی شانس با او یار نبود، بدلیل بیماری بری بری شدید مجبور شد به خانه باز گردد، در همانجا بود که با ّItogawa Hatsu ازدواج کرد.

پس از اینکه سلامت خود را باز یافت در دوران جنگ روسیه با ژاپن تصمیم گرفت تا در ارتش ثبت نام کند. ولی با قامتی به بلندی کمتر از پنج فوت حدنصاب مورد نیاز را بدست نیاورد و پذیرفته نشد. در تلاش بعدی برای ثبت نام، او در آزمونی شرکت کرد و در سال 1903 بعنوان سرباز پیاده پذیرفته شد. در این دوران او چنان مافوق خود را تحت تاثیر قرار داد که این فرمانده شغلی را در دانشکده نظامی ملی به او پیشنها کرد، ولی بدلایل متعددی اوشیبا این پست را نپذیرفت و از وظیفه اجرایی استعفا داد.


موریهه به خانه و مزرعه بازگشت. با نیرویی که در ارتش پیدا کرده بود، حالا او مایل بود تا تمرینات فیزیکی خود را ادامه دهد. پدرش دوجویی در مزرعه ساخت و از استاد شناخته شده جوجیتسو  Takaki Kiyoichi دعوت کرد تا به او آموزش دهد. در این دوره اوشیبای جوان قوی تر شد و مهارتهای بزرگی را کسب کرد. در همین زمان او به مسائل سیاسی علاقمند شد. در بهار 1912، در سن 29 سالگی، او و خانواده اش به زمینهای مترکه Hokkaido نقل مکان کردند. پس از چند سال تلاش، روستای کوچک رونق یافت. اوشیبا عظلاتی نیرومند پیدا کرده بود و نیروی بازوهایش زبانزد مردم بود.

 در خلال آن دوره در Hokkaido او استاد بزرگ Daito-ryu Aiki Jutsu یعنی Sokaku Takeda را ملاقات کرد. پس از این ملاقات او خود را بدور از آموزشهای مربی یافت، او هر چیز دیگری را فراموش کرد و خود را وقف تمرین کرد. بعد از حدود یک ماه، او به Shirataki بازگشت، یک دوجو ساخت و از Takeda دعوت کرد تا به آنجا برود و او نیز پذیرفت.

 پس از اینکه او درباره بیماری جدی پدرش شنید، همه اموالش را فروخت و دوجو را برای Takeda باقی گذاشت. او نمی خواست به Hokkaido باز گردد. در راه بازگشتش به خانه، بطور ناخواسته و در اثر چیزهایی که شنید، در Ayabe قرارگاه مذهب جدید Omoto-kyo توقف کرد. در اینجا او با استاد مذهب جدید Deguchi Onisaburo ملاقات کرد. بدلیل اینکه او شیفته Ayabe و Deguchi شده بود سه روز دیگر را در آنجا ماند و وقتی به خانه برگشت دریافت که خیلی طولانی در Ayabe توقف کرده است. پدرش در گذشته بود. مرگ پدرش برایش خیلی سخت بود. او تصمیم گرفت تا همه زمینهای اجدادیش را بفروشد و به Ayabe برود تا Omoto-kyo را مطالعه کند. برای مدت هشت سال او به همراه Deguchi Onisaburo مطالعه کرد و Budo (طریقت سلحشوری) را تعلیم دید.

 یک صلح طلب، Deguchi مدافع عدم خشونت و خلع سلاح جهانی بود. در یاداشتهای او آمده "سلاح و جنگ مفاهیمی هستند که صاحبان قدرت و سرمایه داران برای منافع خودشان آنها را بوجود می آورند، و فقیران رنج می برند." این زمینه ای بود که موجب شد یک مرد با چنین طبیعتی بتواند به هنرجوی رزمی مثل اوشیبا نزدیک شود. اگرچه مدت زیادی طول نکشید تا Deguchi هدف اوشیبا برروی زمین را دریابد "آموزش بBudo ی حقیقی : پایانی بر همه جنگها و درگیری ها".

 بدلیل مطالعه Omoto-kyo و معاشرت با Onisaburo زندگی اوشیبا بطور عمیقی تغییر کرد. برای اولین بار Takeda چشمان او را بروی Budo (طریقت سلحشوری) حقیقی گشوده بود و اینبار روشنفکری او از آموزهای Omoto-kyo بدست می آمد. در خلال اوایل 40 سالگی (حدود سال 1925)، اوشیبا چندین تجربه روحانی داشت که آنچنان وی را تحت تاثیر قرار داد که زندگی و تمریناتش برای همیشه تغییر یافت. او دریافت که هدف اصلی Budo عشق است و گرامی داشتن و خوراک دادن هم موجودات.

سال بعد افراد زیادی آموزشهای اوشیبا را پیگیری کردند، که در میان آنها می توان از Tomiki Kenji (که بعدها سبک آیکیدوی خودش را ایجاد کرد) و دریادار مشهور  Takeshita نام برد. در سال 1927 Degughi Onisabura از اوشیبا خواست تا از Omoto-kyo جدا شود و راه خود را ادامه دهد. او اینکار را انجام داد و به توکیو نقل مکان کرد. اوشیبا پیروان زیادی پیدا کرد و این زمانی بود که او در منطقه Ushigoma ی شهر (محل فعلی قرارگاه جهانی آیکیدو) یک دوجوی رسمی بنا کرد. در طی مدتی که دوجو ساخته شد، تعداد زیادی از مربیان ارشد سایر هنرهای رزمی مثل Kano Jigoro برای بازدید به آنجا آمدند. آنها از اینکه شاگردانشان برای آموزش نزد اوشیبا می رفتند بسیار شگفت زده شده بودند.

 در سال ۱۹۳۱ کار "Kobukan" (ساختمان آموزش) به پایان رسید. در سال 1932 یک "اجتماع ارتقاء Budo " تاسیس شد که اوشیبا بعنوان مربی ارشد آن بود. در همین زمان بود که هنرجویانی نظیر Shioda Gozo و Shirata Rinjiro و سایرین به دوجو پیوستند. با شروع فاجعه جنگ جهانی دوم، اوشیبا بشدت مشغول آموزش در Kobukan و همچنین کلاسهای ویژه برای نظامیان و دانشکده پلیس بود. برای ده سال آتی اوشیبا بیشتر و بیشتر معروف شد و داستانهای زیادی درباره اش نوشته شد. تنها فرزند او Kisshomaru که بشدت علاقمند کتاب بود بیشترین این نوشتها و مستندات را در طول زندگیش پدید آورد.

 در سال ۱۹۴۲ بدلیل یک الهام اوشیبا به مزرعه بازگشت. او اغلب می گفت که "‌Budo و کشاورزی یکی هستند." جنگ Kobukan را خالی کرده بود و او از زندگی شهری خسته شده بود. Kobukan را بدست فرزندش سپرد و به Ibaraki روستای Iwama نقل مکان کرد. در آنجا یک دوجوی در محیط باز ایجاد کرد که اکنون همان Aiki Shrine مشهور است.

Iwama توسط بسیاری بعنوان زادگاه آیکیدوی مدرن شناخته شده است، "راه هماهنگی". پیش از این جابجایی سیستم او بنام Aikijutsu نامیده شده بود سپس Aiki-Budo و هنوز بطور عمده بعنوان یک هنر رزمی شناخته می شود تا یک راه روحانی. از سال 1942 (که نام آیکیدو برای اولین بار بطور رسمی مورد استفاده قرار گرفت) تا 1952، اوشیبا تکنیکها را تحکیم کرد و فلسفه مذهبی آیکیدو را بحد اعلای آن رساند.

 پس از جنگ، آیکیدو بسرعت در Kobukan (که امروزه بنام Hombo Dojo شناخته شده) و تحت نظارت Kisshomaru Ueshiba رشد کرد. موریهه اوشیبا با عنوان "O-Sensei" یا "استاد بزرگ" مشهور گردید. همچنین او مدالهای زیادی از دولت ژاپن دریافت کرد. با نزدیک شدن به پایان راه زندگیش، O-Sensei "طریقتش" را بهبود بخشید، هرگز فداکاری خود را برای تمرینات سخت رها نکرد.

اوشیبا

در آغاز بهار سال 1969، در سن 86 سالگی O-Sensei احساس بیماری کرد و به فرزندش Kisshomaru گفت "پروردگار مرا فرا می خواند". او بنا به درخواست خودش به خانه اش باز گردانده شد تا نزدیک دوجوی خودش باشد. در پانزدهم آپریل وضعیت وی بحرانی شد. در حالیکه آخرین سخنان را با شاگردانش می گفت، آخرین درسهایش را می داد. "آیکیدو برای تمام جهان است، به منظورهای خودخواهانه تمرین نکنید، بلکه به همه مردم در هرکجا که باشند آنرا بیاموزید".

در صبح زود بیست و ششم آپریل سال 1969 در سن 86 سالگی O-Sensei دست فرزندش را گرفت، لبخند زد و گفت "مراقب کارها باش" و جان باخت. پیکر O-Sensei در مقبره خانوادگی در Tanabe دفن شد. هر ساله مراسم یادبودی در بسیت و نهم آپریل در Aiki Shrine در Iwama به احترامش برگزار می شود. 

 برای مشاهده متن انگلیسی اینجا کلیک کنید

ترجمه مطلب از بابک بحرینی

<[cb:post_tag_name]>

موضوع :  زندگی نامه ستارگان رزمی |بازدید|: